ابو القاسم راز شيرازى
404
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
خود را نمودند ، حضرت فرمود : مورث سخط و غضب الهى است ؛ زيرا كه مقرون به صدق نيست و تقوى نبوده . پس چون مال دنيا را شأن و رتبه نيست ، زياد و كم آن ، مدخليّت در كثرت و نقصان ثمرات ندارد ، بلكه صدق نيّت و تقوى و ورع در راه حقّ تعالى معتبر است . پس ، حضرت امام مىفرمايد : اهل اين دو خصلت ، بر دو قسمند ؛ اوّل : خاصّ ؛ و آن كسى است كه نظر مىكند در دقيق ورع و پرهيزكارى ؛ پس ، نمىگيرد مگر آنكه يقين نمايد در حلّيّت مأكول خود ؛ و هرگاه حلالى نيابد ، نمىگيرد مگر در نزد ضرورت به قدر سدّ رمق ؛ يعنى تقوى و پرهيزكارى ، شأن خاصّان الهى است كه چشم از دنيا و ما فيها در راه رضاى او پوشيده دارند ، و منظورى از دنيا ، زياده از سدّ جوع و قوام بنيه ندارند و اعتنا به فضول از دنيا ننمايند ، و نه به گرفتن آن و نه به عطاى آن مايلند ؛ زيرا كه هر دو باعث گرفتارى به دنياست ؛ و دنيا در نزد ايشان ، آنقدر ندارد كه خود را به آن مشغول سازند ؛ چه ، معرفت دنيا ايشان را حاصل آمده ، و لهذا زهد اختيار كردهاند . و قسم دوم ، عامّ است ؛ و آن كسى است كه نظر مىنمايد در ظاهر ؛ پس آنچه را غصب و دزدى نداند ، مىگيرد و مىگويد : « حرجى در آن بر من نيست ؛ زيرا كه من از اهل ظاهرم و از باطن خبر ندارم ، حكم من بر ظاهر است ؛ چنين چيزى كه به غصب و سرقت حاصل نيامده ، بر من حلال است » . و ليكن نمىداند كه اثر هر چيزى ، از آن منفكّ نگردد ؛ زهر و ترياق را - هركدام - لا يشعر بخورند ، اثر خود را مىبخشد . پس بنابراين هركس كه عمل بر ظاهر صرف نمايد و تقوى و پرهيزكارى نورزد در تحصيل دنيا ، آنكس از عوامّ است ، و هركس تقوى ورزد در تحصيل دنيا ، و عمل به يقين نمايد در حلال و حرام به دقايق ورع ، آنكس از خواصّ اهل دين محسوب است ؛ زيرا كه خواصّ ، كسانىاند كه مخصوص به